معنی قراظ
5 بازدید
[ قَ رْ را ] (ع ص) فروشندهٔ برگ درخت سلم. (منتهی الأرب) (ناظم الاطباء). رجوع به قارظ شود.[ قَ رْ را ] (اِخ) نسبت به سعدبن عاید قرظ مؤذن میباشد. (سمعانی).
کلمات همقافیه با «قراظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر