معنی قراط
6 بازدید
[ قِ ] (ع اِ) چراغ یا بینی آن. (منتهی الأرب) (آنندراج). چراغ یا شعلهٔ آن. (از اقرب الموارد). || شعلهٔ آتش. (منتهی الارب) (آنندراج). || آنچه از کنارهٔ فتیله که سوخته باشد. || آتش. (از اقرب الموارد). || فاتحه و مرثیه. (ناظم الاطباء). || جِ قُرط. || جِ قیراط. (منتهی الأرب) (ناظم الاطباء). رجوع به قرط و قیراط شود.[ قِ رْ را ] (ع اِ) قیراط. (اقرب الموارد) (النقود العربیه ص ۲۸). به کسر قاف و تشدید مثل قیراط است. (رسالهٔ اوزان و مقادیر مقریزی).
کلمات همقافیه با «قراط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر