معنی قراضیة
6 بازدید
[ قُ ضی یَ ] (ع اِ) نوعی حلوا است سخت و لزج که آن را مانند قبیطاء سازند با مغز و بی مغز و با قیچی آن را به اندازه یک گلوله یا بزرگتر می برند. (از بحر الجواهر).[ قُ ضی یَ ] (اِخ) جایی است و از آن در شعر بشربن ابی خازم یاد شده است آنجا که گوید: و حل الحی حی بنی سبیع قراضیة و نحن له إطار. برخی آن را قراضبه با باء موحده ضبط کرده اند ولی ابن اعرابی آن را انکار کرده و گوید آن با یاء است و جایی است معروف. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قراضیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر