معنی قرار و مدار
6 بازدید
[ قَ رُ مَ ] (اِ مرکب، از اتباع) بند و بست. || عهد. || شرط. (ناظم الاطباء). رجوع به قرار مدار شود.
کلمات همقافیه با «قرار و مدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر