معنی قرار مکین
8 بازدید
[ قَ رِ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) رحم مادر. (ترجمان علامهٔ جرجانی): {/Bفِی قَرََارٍ مَکِینٍ.۴-۶۲۳:۱۳*/}(قرآن ۲۳/۱۳ و ۷۷/۲۱).
کلمات همقافیه با «قرار مکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر