معنی قرارداده
6 بازدید
[ قَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مسلم الثبوت. (آنندراج). معین کرده. (ناظم الاطباء). || ثابت گشته. مقررشده. برقرارگشته. (ناظم الاطباء). || عهدبسته. پیمان بسته : با خویش اگر قرار قتلم بدهی معشوق قرارداده ای خواهی شد. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قرارداده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر