معنی قرارداد
7 بازدید
[ قَ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) دارای پایداری. || منصوب و مقرر و برقرار. تعیین شده. قول. شرط. پیمان. || اقرار. || دستور. || قانون. || ختم عمل. || قرارنامه. (ناظم الاطباء). - صلح قرارداد؛ صلحی که بواسطهٔ عهد و پیمان تعیین و قرار شده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قرارداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر