معنی قراجری
5 بازدید
[ قَ ] (اِخ) نام غلامی است ترک که به تیمورتاش بن چوپان شباهت داشت و امیر شیخ حسن بن تیمورتاش هنگامی که تیمورتاش پدرش در سفر مصربود [ به سال ۷۳۸ هـ . ق. ] به فکر جهانگیری افتاد و قراجری را که مملوک حاجی حمزه بود احضار کرد و به وی جامه های شاهانه پوشانید و در رکاب او پیاده به راه افتاد تا مردم را بدین وسیله فریب داده بسلطنت برسد ولی قراجری خود به فکر استقلال افتاد و در فرصتی که پیش آمد با کارد به شیخ حسن حمله کرد امیرشیخ حسن سرانجام به گرجستان گریخت. و به شاهزاده ساتی بیک پیوست و به سال ۷۳۹ ساقی را به شاهی برگزید قراجری با خویشان خود به بغداد گریخت. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۲۷، ۲۲۸).
کلمات همقافیه با «قراجری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر