معنی قراتمغا
7 بازدید
[ قَ تَ ] (ترکی، اِ مرکب) تمغای سیاه. مهرخان که با مرکب سیاه به پای فرامین و احکام مینهادند. مهر مخصوصی بوده است: چهار امیر را... معین فرموده و هر یک را قراتمغائی علیحده داده تا چون یرلیغ را تمغا زنند بر ظهر آن نهند. (تاریخ غازان چ انگلستان ص ۲۹۲).
کلمات همقافیه با «قراتمغا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غا» برای سرودن شعر