معنی قذی

معنی قذی

6 بازدید
[ قِ ذا ] (ع اِ) خاک باریک. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، اقذاء و قُذیّ. (منتهی الارب).
[ قَ ذا ] (ع مص) بیرون انداختن چشم خاشاک و خم را. (منتهی الارب). رجوع به قَذْیْ شود.
[ قَ ذا ] (ع اِ) خاشاک. || خاشاک چشم. || خاشاک که در شراب افتد. || ریم و خون که از زهدان ناقه و جز آن رود پیش و پس زادن. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِمص) خواری و ستم. (منتهی الارب). گویند: هو یغضی علی القذی؛ او خاموش میماند در خواری و ستم. (منتهی الارب). || (مص) بیرون انداختن چشم خاشاک و خم را. || سپیدی افکندن بز از زهدان هنگام خواهانی گشن. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ قَ ذْیْ ] (ع مص) بیرون انداختن چشم خاشاک و خم را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). گویند: قذت العین قَذیا و قَذَیانا و قُذیا و قَذیً؛ بیرون انداخت چشم خاشاک و خم را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). و رجوع به مادهٔ فوق شود.
[ قُ ذی ی ] (ع مص) بیرون انداختن چشم خاشاک و خم را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قَذْیْ شود. || (ع اِ) جِ قِذی ََ. (منتهی الارب). رجوع به قذی شود.
[ قَ ] (ع اِ) زنان را باشد چنانکه مذی مردان را. کل ذکر یمذی و کل انثی تقذی. (منتهی الارب).
[ قَ ذی ی ] (ع ص) رجل قذی العین؛ مردی که در چشم او خاشاک افتاده باشد. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «قذی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید