معنی قذوف
6 بازدید
[ قَ ] (ع ص) نیک دوردست. (منتهی الارب) (آنندراج). || دوراندازندهٔ مردم. گویند: بلد قذوف؛ شهری که جهت دوری خود دور اندازد مردم را. دوراندازندهٔ مردم. گویند: نوی قذوف و تیه قذوف. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قذوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر