معنی واژه قدة
4 بازدید
[ قِ دْ دَ ] (ع اِ) تأنیث قِد. رجوع به قد شود. دوال. (منتهی الارب). تازیانه از پوست دباغی نشده. (معجم البلدان). || روش. || راه. (منتهی الارب). || گروهی از مردم که هر یک بر راهی و روشی و عزیمتی باشند و از این باب است قول خدای تعالی: {/Bکُنََّا طَرََائِقَ قِدَداً؛۹-۱۱۷۲:۱۱/} ای فرقا مختلفة اهواءها. (قرآن ۷۲/۱۱) (منتهی الارب). گروهی نه همدل جدا کرده از گروهی دیگر. (ترجمان علامهٔ جرجانی).[ قَ دَ ] (ع اِ) نوعی از مار. (منتهی الارب). ج، قَداة. (منتهی الارب).