معنی قتلگاه
6 بازدید
[ قَ ] (اِ مرکب) جای کشتن حیوانات. (آنندراج): مضجع؛ قتلگاه در جنگ. (منتهی الارب). مکان کشته شدن : به قتلگاه وفا تا شهید او نشدم دهان تیر بخندید و تیغ آب نخورد. علی خراسانی. چون محبان دگر لب تشنه همراه حسین کاش می بودم علی در قتلگاه کربلا. علی خراسانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قتلگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر