معنی قتلمش
11 بازدید
[ ] (اِخ) ابن اسرائیل عموزادهٔ سلطان طغرل بیک است. سلطان طغرل بیک وی را با قریش بن بدران عقیلی به جنگ بساسیری فرستاد و چون بنی عقیل با قریش مکر کردند و به طرف بساسیری رفتند شکست بر لشکر سلطان طغرل افتاد و قتلمش منهزم پیش سلطان آمد. و چون سلطان آلب ارسلان بن جغربیک بن میکائیل بن سلجوقی به حکم وصیت برادرزاده اش سلیمان ولی عهد بود و به سال ۴۵۵هـ . ق. به پادشاهی رسید قتلمش با او درنساخت و به مدد ترکمانان با سلیمان جنگ کرد و بر ملک مستولی شد. چون آلب ارسلان از این حال واقف گشت به جنگ قتلمش آمد و در دامغان جنگ کردند قتلمش از اسب بیفتاد و سر او بر سنگ خورد و مغزش بیرون آمد و درگذشت. (از تاریخ گزیده چ لندن ص ۳۵۵، ۴۳۹ و ۴۸۰).
کلمات همقافیه با «قتلمش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مش» برای سرودن شعر