معنی قتقو
9 بازدید
[ قُ تُ ] (اِخ) قنقو. قیقو. قوتوقو. وی از امیران لشکر چنگیزخان بود. چنگیزخان قوتوقو نویان (شیکی قوتوقو) را با چند امیر دیگر با سی هزار مرد به محافظت راه غزنین و غرجستان و زابل و کابل بدان حدود فرستاده بود تا آن نواحی را به قدر امکان مسخر کنند و نیز قراول باشند تا خویشتن و پسرش تولوی خان به فتح ممالک خراسان از سر فراغت مشغول توانند بود. (جامع التواریخ چ برزین ج ۳ ص ۱۱۹ -۱۲۰ بنقل محمد قزوینی در حاشیهٔ تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ص ۱۳۰).
کلمات همقافیه با «قتقو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قو» برای سرودن شعر