معنی قترة

معنی قترة

6 بازدید
[ قَ رَ ] (ع اِ) یکی قتر. (اقرب الموارد). رجوع به قتر شود. || گرد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ قَ تَ رَ ] (ع اِ) گرد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، قَتَر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). قول خدای: {/Bتَرْهَقُهََا قَتَرَةٌ . ۱-۲۸۰:۴۱/}(قرآن ۸۰/۴۱).
[ قُ رَ ] (ع اِ) کازهٔ صیاد. (منتهی الارب). ناموس صائد و آن چیزی است که مانند خانه آن را بنا کنند تا در آن برای شکار پنهان شوند و بعضی از عامه آن را یقلوم خوانند. (اقرب الموارد). || تودهٔ پشک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || تودهٔ سنگریزه ها. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، قُتُر. (اقرب الموارد). و ازهری گوید: میترسم این کلمه تصحیف باشد و صواب آن قمزه است. || روزن پنجره. || سوراخ تنور. || حلقهٔ زره. (از اقرب الموارد).
[ قِ رَ ] (ع اِ) نوع. و فی الصحاح القترة و السروة واحد. (اقرب الموارد). رجوع به سروه شود.
[ قِ رَ ] (ع اِ) (ابن...) مار ریزه ای است بد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، بنات قتره. (اقرب الموارد).
[ قِ رَ ] (اِخ) (ابو...) کنیهٔ ابلیس لعنةاللََّه علیه. یا علم است مر شیطان را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «قترة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید