معنی قتاب
5 بازدید
[ قَ تْ تا ] (ع ص) فروشندهٔ قتب و آن پالان شتر است. (سمعانی). رجوع به قتب شود.[ قَ تْ تا ] (اِخ) عمربن فروح عبدی از مردم بصره و از محدثان است. وی از بسطام بن نصر و حبیب بن زبیر و جز ایشان روایت کند و از او وکیع بن جراح و یعقوب حضرمی و کثیربن هشام و قرةبن سلیمان و ابونعیم و ابوعمر حوضی روایت دارند. ابن ماکولا گوید: عمربن فروح پالان شترفروش بود. (انساب سمعانی).[ قَ / قِ ] (اِخ) (ذو...) لقب حقل بن مالک ملکی از ملوک حمیر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر