معنی قبعة
5 بازدید
[ قَ عَ ] (ع اِ) مرغکی است خردتر از گنجشگ که پیوسته نزدیک سوراخ موش باشد و چون از چیزی ترسد در آن سوراخ رود. (منتهی الارب) (آنندراج). در اقرب الموارد قُبُعَة ضبط شده.[ قُ بَ عَ ] (ع ص) زن نهان شونده. (از منتهی الارب): امرأة قُبَعَة طُلَعَة؛ زن که گاهی نهان گردد گاهی پیدا. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قُ بَ عَ ] (ع اِ) یا ابن قُبَعَة؛ یعنی ای مرد گول. و این وصف است به حمق. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قُ بْ بَ عَ ] (ع اِ) جامه پاره است شبیه برنس. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قبعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر