معنی قایم ریختن
6 بازدید
[ یِ تَ ] (مص مرکب) کنایه از عاجز آمدن و جنگ ناکردن باشد. (برهان). - به قایم ریختن؛ کنایه از زبون شدن : که ایرانی از رومی بیشی خورد به قایم کجا ریزد اندر نبرد.نظامی. (شرفنامه چ وحید ص ۱۰۹ و ۱۱۴). چو شاهنشه ز بازی های ایام به قایم ریخت با شمشیر بهرام.نظامی.
کلمات همقافیه با «قایم ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر