معنی قالیچهٔ سلیمان
4 بازدید
[ چَ / چِ یِ سُ لَ ] (اِخ) قالیچهٔ سلیمانی. بساط سلیمانی که تخت آن حضرت را بر آن میگسترده اند و باد آن را برداشته میبرد. (آنندراج): پیچیده پا بدامان گشتیم عالمی را قالیچهٔ سلیمان دامان ماست گوئی. بابا حسینی قزوینی (از آنندراج). نمی نهیم گرش منتی چکد از خون سرین خویش به قالیچهٔ سلیمانی.
کلمات همقافیه با «قالیچهٔ سلیمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر