معنی قالیچه
5 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مصغر) قالی کوچک. قالی خرد. مصغر قالی. (آنندراج): آمدی لب بام قالیچه تکاندی قالیچه گرد نداشت خودت را نماندی. || بالای ران از طرف وحشی پهلو. بند استخوان ران و تنه از برون سوی. قسمتی از نشیمن و سرین. بالای سرین از پشت.[ چَ ] (اِخ) دهی از دهستان باباجانی، بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان. در۵۰۰۰ گزی شمال باختری ده شیخ و ۲۰۰۰گزی تاکانه واقع است. موقع جغرافیائی آن کوهستانی و گرمسیر است. ۲۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، حبوبات، برنج، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ساکنین آن از طایفهٔ باباجانی هستند. گله داران تابستان ییلاق لوشه میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قالیچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر