معنی قاقله
5 بازدید
[ قُ لَ ] (اِخ) نام شهری بپادشاهی جاوه و عود. قاقلی منسوب بدان جا است و فیل در آنجا بسیار باشد و عود قاقلی را در آنجا بجای هیمه سوزند و با تجار یک فیل بار آن به جامه ای مبادله کنند و جامه ای از پنبه در قاقله گرانتر از جامهٔ ابریشمی است. رجوع به ترجمهٔ فارسی ابن بطوطه ص ۶۵۴ و ۶۵۵ و ۶۵۶ شود.
کلمات همقافیه با «قاقله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر