معنی قاع صفصف
6 بازدید
[ عِ صَ صَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بیابان مستوی : {/Bفَیَذَرُهََا قََاعاً صَفْصَفاً `لاََ تَری ََ فِیهََا عِوَجاً وَ لاََ أَمْتاً. ۱-۱۰۲۰:۱۰۶-۱۰۷/}(قرآن ۲۰/۱۰۶ و ۱۰۷). عنبر اشهب روید اگر از گیسوی او تای یک موی ببخشند به قاع صفصف. سوزنی. نسف از فر خرامیدن تو یافت کنون فرّ فردوس اگر بود چو قاع صفصف .سوزنی. کاروان سبزه تا از قاع صفصف کرد ارم صف صف از مرغان روان بر کاروان افشانده اند. خاقانی. قاع صفصف دیده و صف صف سپهداران حاج کوس را از زیردستان زیر و دستان دیده اند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «قاع صفصف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صف» برای سرودن شعر