معنی قاضی چرخ
5 بازدید
[ یِ چَ ] (اِخ) قاضی فلک. کنایه از ستارهٔ مشتری است. (برهان): با خلق به داوری بود قاضی چرخ وز علم و عمل بری بود قاضی چرخ برمشته اگر می برید نیست عجب زآن روی که مشتری بود قاضی چرخ. مهستی. چرخ نام شهری است به خراسان.
کلمات همقافیه با «قاضی چرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر