معنی قاضی مبارکشاه
5 بازدید
[ مُ رَ ] (اِخ) از قاضیان دورهٔ سلطان ابوسعید مغول. در داستان عشقی که به سال ۷۲۵ هـ . ق. سلطان ابوسعید مغول نسبت به بغداد خاتون دختر امیر چوپان پیدا کرده بود قاضی مبارکشاه را به سوی امیر شیخ حسن ایلکافی شوهر آن دختر فرستادند که به هر وسیله که میتواند زمینهٔ فراهم سازد تا میان زن و شوهر جدائی افتد و به دنبال یک رشته وعد و وعیدها شیخ حسن به فراق تن در داد و سلطان او را به زنی برگزید. (حبیب السیر چ قدیم جزء اول از ج ۳ ص ۷۳ و ۸۴ و ۷۵). رجوع به مبارکشاه شود.
کلمات همقافیه با «قاضی مبارکشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر