معنی قاضی سعید
5 بازدید
[ سَ ] (اِخ) مصری. رجوع به سعید شود.[ سَ ] (اِخ) هبة اللََّه بن سناء الملک، قاضی رشید ابوالفضل جعفربن معتمد شاعر مشهور معروف به قاضی سعید از افاضل اوائل قرن هفتم هجری است بوده است. از اشعار اوست: و ماکان ترکی حبه عن ملالة و لکن لامر یوجب القول بالترک اراد شریکاً فی الذی کان بیننا و ایمان قلبی قدنهانی عن الشرک. او راست: ۱- دار الطرز، و این دیوان شعر اوست و مشتمل است بر تمامی اشعارش از قبیل بدایع و لطائف و موشحات. ۲- روح الحیوان و آن مخلص کتاب الحیوان جاحظ است. ۳- مصائد الشوارد. وی در رمضان سال ۶۰۸ هـ . ق. وفات یافت. (ابن خلکان ج ۲ ص ۳۲۴) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۹).
کلمات همقافیه با «قاضی سعید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر