معنی قاضی سعید

معنی قاضی سعید

5 بازدید
[ سَ ] (اِخ) مصری. رجوع به سعید شود.
[ سَ ] (اِخ) هبة اللََّه بن سناء الملک، قاضی رشید ابوالفضل جعفربن معتمد شاعر مشهور معروف به قاضی سعید از افاضل اوائل قرن هفتم هجری است بوده است. از اشعار اوست: و ماکان ترکی حبه عن ملالة و لکن لامر یوجب القول بالترک اراد شریکاً فی الذی کان بیننا و ایمان قلبی قدنهانی عن الشرک. او راست: ۱- دار الطرز، و این دیوان شعر اوست و مشتمل است بر تمامی اشعارش از قبیل بدایع و لطائف و موشحات. ۲- روح الحیوان و آن مخلص کتاب الحیوان جاحظ است. ۳- مصائد الشوارد. وی در رمضان سال ۶۰۸ هـ . ق. وفات یافت. (ابن خلکان ج ۲ ص ۳۲۴) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۹).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی سعید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید