معنی قاضی رشید

معنی قاضی رشید

5 بازدید
[ رَ ] (اِخ) احمدبن علی. رجوع به احمدبن علی بن ابراهیم شود.
[ رَ ] (اِخ) ذوالنون بن محمدبن ذوالنون مصری اخمیمی شافعی علوی، ملقب به رشیدالدین. یکی از وزیران و والیان دانشمند است. وی با ملک مسعود (ایوبی) وارد یمن شد و بارها حکومت عدن به وی محول گردید و با مردم خوشرفتاری میکرد. او به وزارت منصور رسولی منصوب شد و در تعزّ مدرسهٔ رشیدیه را بنیاد کرد و مسجدی در کنار آن بنا نهاد اوقافی را برای آنها قرار داد وی به سال ۶۶۳ هـ . ق. / ۱۲۶۵ م. وفات کرد.
[ رَ ] (اِخ) عمربن مظفر فهری از مشاهیر شعرا و نویسندگان است و در مصر و شام به خدمات دیوانی اشتغال داشت. وی مدائحی در ستایش ملوک و بزرگان زمان سروده است. او به سال ۶۳۸ هـ . ق. در ۷۵سالگی وفات یافت. او راست: لاصنام الزمان عبدت دهراً و قد اسلمت و اتسع المضیق فما منهم یغوث اقول هذا ولکن کل من فیهم یعوق. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی رشید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید