معنی قاضی دمشقی
5 بازدید
[ دِ مَ ] (اِخ) محمدبن عبدالرحمن بن عمربن احمد شافعی قزوینی، معروف به خطیب دمشقی و مکنی به ابوالمعالی و ملقب به جلال الدین. از اکابر و فحول علمای اهل سنت است که در کمتر از ۲۰ سالگی به قضاء آناطولی از بلاد رومیه منصوب گشت پس به دمشق و شام رفته و اصول و معانی و بیان و فنون ادب را فراگرفت و خطیب جامع گردید، و عاقبت به مقام قضاء بلاد شام ارتقاء یافت و سپس از طرف ملک ناصر ایوبی حکمران مصر به قضاء بلاد مصر نصب شد و اموال اوقاف را به محتاجان و فقیران مختلف صرف کرد و از این رو نزد همهٔ طبقات مختلف عزت و شرافت بی نهایت یافت و عاقبت باز قضاء شام بدو تفویض شد. وی به سال ۷۳۹ هـ . ق. در ۲۳ سالگی در دمشق وفات یافت. تألیفاتی دارد. او راست: ۱- الایضاح فی فنون الافصاح یا فی المعانی و البیان یا فی علوم البلاغة که از تلخیص المفتاح او مبسوطتر و به منزلهٔ شرح آن است. این کتاب در قاهره در حاشیهٔ مختصر تفتازانی چاپ شده است. ۲- تلخیص المفتاح. در این کتاب قسم سوم مفتاح العلوم سکاکی را که در سه فن معانی و بیان و بدیع است ملخص و مرتب و مهذب نموده و محل توجه فحول و مرجع استفادهٔ عامه قرار گرفته است و جلال الدین سیوطی آن را به نظم درآورده و ملاسعد تفتازانی مختصر و مطول معروف را در شرح آن نوشته است و این کتاب تلخیص بارها در بیروت و استانبول و کلکته چاپ شده و با دو شرح مذکور نیز بارها در ایران و غیر ایران به طبع رسیده است. باری وی را به مناسبت موطن اصلی او (قزوین)، خطیب قزوینی گفته اند و به ملاحظهٔ بعضی از ادوار زندگانیش خطیب مصری نیز گویند، لیکن به خطیب دمشقی مشهور است. (هدیة الاحباب ص ۱۳۲) (المنصف) (معجم المطبوعات ستون ۱۵۰۸) (روضات الجنات ص ۷۹) (۷۴۲ و لغات تاریخیة و جغرافیة ج ۳ ص ۲۰۶) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۳۹۹ و ۴۰۰).
کلمات همقافیه با «قاضی دمشقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر