معنی قاضی دعویدار
5 بازدید
[ دَ ] (اِخ) رکن الدین سلسله نشین. وی به سه پشت به دعویدار قمی میرسد. به انواع کمالات آراسته بود با کمال فضل خوش مینوشت. در نظم و نثر فارسی و عربی ماهر بود. و در عهد سلاطین اتابیکی قصائد غرا در مدح ایشان گفته. او متصدی منصب قضاء قم بود و در تبریز وفات یافت. (تاریخ قم خطی تألیف میرزا علی اکبر فیض).
کلمات همقافیه با «قاضی دعویدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر