معنی قاضی تنوخی
4 بازدید
[ تَ ] (اِخ) علی بن مُحَسَّن، مکنی به ابوالقاسم. قاضی ادیب، فاضل ظریف، شاعر ماهر، از شاگردان سید مرتضی بود و اشعار بسیار و نوادر بیشمار حفظ داشت. وی با ابوالعلاء معری مصاحبت داشته و مطالب بسیاری از وی فرا گرفته و به توسط او با خطیب تبریزی هم رشتهٔ یگانگی استوار داشته است. به عقیدهٔ اکثر وی شیعهٔ امامی و به زعم بعضی معتزلی بوده و موافق نقل معتمد؛ علامهٔ حلی هم در آخر اجازت بنی زهره وی را از جملهٔ علمای عامه و مشایخ شیخ طوسی شمرده و ظاهر خطیب بغدادی نیز همین قول را تأیید مینماید چنانکه گوید وی از جمعی کثیر از محدثان عامه روایت کرده و من هم (خطیب بغدادی) از وی استماع کرده و نوشتم و در نواحی بسیاری از مدائن و کرمانشاه و زنگان و جز آنجاها قضاوت نموده و از سن جوانی تا آخر عمر نزد حکام مقبول الشهاده و در شهادت خود بسیار محتاط و راست گفتار بوده است. وی در اول یا دوم محرم سال ۴۴۷ هـ . ق. در ۷۷ یا ۸۲ سالگی درگذشت و خطیب بغدادی بر جنازه اش نماز خواند. (ابن خلکان ج ۲ ص ۱۸) (قاموس الاعلام ج ۳ ص ۱۶۷۵) (تاریخ بغداد ج ۱۲ ص ۱۱۵) (مجالس المؤمنین ص ۱۱۲) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۲۲۴). مؤلف حبیب السیر آرد: علی ابومحسن یا ابوعلی محسن بن علی تنوخی از دانشمندان عهد مقتدی عباسی و مؤلف کتاب الفرج بعد الشدة است. وی در ماه محرم سال ۴۸۴ هـ . ق. وفات یافت. (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۳۱۵).[ تَ ] (اِخ) علی بن محمدبن داودبن ابراهیم انطاکی المولد بغدادی المنشأ و المسکن بصری المدفن معتزلی الاصول حنفی الفروع، مکنی به ابوالقاسم. از اعیان علماء و فضلاء و مشاهیر ادباء و شعراء است که در نحو و لغت و نجوم و هیأت و هندسه و فرائض و عروض و علوم ادبی و فنون شعری و فقه ابوحنیفه و اصول معتزله وحید عصر خود بوده بلکه در شمار اذکیای عالم شمرده می شده است. وی چند سال قاضی بصره و برخی از شهرهای دیگر از طرف خلفای وقت بوده و از این رو به قاضی تنوخی معروف و در نزد سیف الدولةبن حمدان و وزیر روشن ضمیر مهلبی بسیار معزز و محترم و صحبتش در نزد ایشان مغتنم می بود و علاوه بر مراتب علمی بسیار فصیح اللسان و شیرین بیان و سخنور و مجلس آرا بوده و به همین جهت نزد اکابر عراق به ریحانة الندماء و تاریخ الظرفاء شهرت داشته و دیوان شعری هم دارد. از اوست: رضاک شباب لایلیه مشوب و سخطک داء لیس منه طبیب کانک من کل النفوس مرکب فانت الی کل النفوس حبیب. * تخیر اذا ما کنت فی الامر مرسلا فمبلغ آراء الرجال عقولها و رو و فکر فی الکتاب فانما باطراف اقلام الرجال عفولها. و از ابومحمد حسن بن عسکر صوفی واسطی نقل است که بر روی سکوئی در باب ابرز بغداد برای تفرج نشسته بودم پس سه تن از زنان نیز آمده و پهلوی من نشستند آنگاه این شعر تنوخی را خواندم: و راح من الشمس مخلوقه بدت لک فی قدح من نهار هواء و لکنه جامد و ماء و لکنه غیر جار کان المدیر لها بالیمین اذا مال للسقی او بالیسار تدرع ثوباً من الیاسمین له فرد کم من الجلنار. یکی از ایشان گفت بقیهٔ این شعر را میدانی؟ گفتم نه گفت اگر کسی بگوید صله اش چه میدهی گفتم چیزی ندارم لکن دهانش را میبوسم پس آن زن اشعار را خواند و شعرهای دیگر دنبالهٔ آنها را اضافه کرد. من آن ابیات را از آن زن گرفته و حفظ کردم و سپس به شوخی گفتم کی عمل بوعده خواهد شد؟ از کتابهای اوست: ۱- کتاب العروض. ۲- کتاب علم القوافی. وی روز سه شنبه هفتم ربیع الاول سال ۳۴۲ هـ . ق. یا ۳۴۳ هـ . ق. در ۶۴ سالگی در بصره وفات یافت و وزیر اعظم ابومحمد مهلبی بروی نماز خواند و ۵۰هزار درهم دیون او را برای قدردانی از علم و عالم ادا نمود. (ابن خلکان ج ۱۴ ص ۱۶۲) (قاموس الاعلام ج ۳ ص ۱۶۷۵) (فوائد البهیة) (لغات تاریخیه و جغرافیه ج ۵ ص ۲۴۵) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۲۲۵).
کلمات همقافیه با «قاضی تنوخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر