معنی قاضی بساطی

معنی قاضی بساطی

3 بازدید
[ بِ ] (اِخ) محمدبن احمدبن عثمان بساطی، ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوعبداللََّه. از قبیلهٔ طائی و از علمای مالکی مذهب است. وی به سال ۷۷۸ هـ . ق. در ۱۸سالگی به مصر رفت و در فقه و اصول و معانی و بیان و علوم عربی و فنون عقلی براعت یافت و مدتی در کمال فقر و تنگدستی بوده به طوری که بر روی پوست نی خوابیدی تا در نتیجهٔ صبر و تحمل بخت خفته اش بیدار و به مدرسی شهرهائی منصوب عاقبت قاضی القضاة دیار مصر بود و مدت بیست سال با کمال استقلال به تمشیت امور قضائی اشتغال داشته و امام شمنی و قاضی القضاة محیی الدین مالکی و جمعی دیگر از اکابر وقت از وی استفادهٔ علمی نموده اند. او راست: ۱- حاشیهٔ شرح مطالع. ۲- حاشیهٔ مطول. ۳- حاشیهٔ مواقف. ۴- شفاء العلیل فی شرح مختصر الشیخ خلیل در فقه مالکی. ۵- المغنی در فقه. وی در روز پنجشنبه ۱۲ رمضان سال ۸۴۲ به مرض قولنج وفات یافت. (کشف الظنون) (روضات الجنات ص ۷۹۴) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۷۵).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی بساطی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید