معنی قاضی برهان‌الدین

معنی قاضی برهان‌الدین

5 بازدید
[ بُ نُ دْ دی ] (اِخ) احمد ملقب به برهان الدین و معروف به قاضی برهان. عالمی است ادیب از قبیلهٔ چنگیزخان که بعد از تسخیر توقادوسیواس و قیساریه از بلاد روم اعلان استقلال داده و قره عثمان نامی از اکابر قبائل ترکمان که در یکی از قشلاقات سیواس خیمه نشین بوده، در هر سالی مالی به حسب تعهد به قاضی برهان میداد، تا آنکه از پرداخت آن مقرری تخلف ورزیده و قاضی نیز به همین جهت حملهٔ متهورانه نموده و به سال ۷۹۵ هـ . ق. مقتول و تمامی متصرفات او بدون جنگ و محاربه به یلدیریم بایزیدخان چهارمین سلطان عثمانی (۷۹۱ -۸۰۴ هـ . ق.) مسلم گردید. رجوع به لغات تاریخیة و جغرافیة ترکی ج ۲ ص ۱۰۳ و ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۳، ۲۶۴ شود.
[ بُ نُ دْ دی ] (اِخ) محمد هروی. رجوع به قاضی هروی شود.

کلمات هم‌قافیه با «قاضی برهان‌الدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید