معنی قاضی باقلانی

معنی قاضی باقلانی

5 بازدید
[ قِ ] (اِخ) محمدبن طیب بن محمدبن جعفربن قاسم که زادگاهش بصره و مسکنش بغداد و مذهبش اشعری است. از اکابر متکلمان عهد عضدالدولهٔ دیلمی است که وحید عصر خود و تابع طریقت ابوالحسن اشعری و طرفدار و حامی آن طریقه بوده و به جدل و مناظره معروف شده و ریاست علمی عهد خود بدو منتهی گشته است. تألیفاتی دارد. او راست: ۱- اعجازالقرآن. ۲- الانتصار. ۳- کشف اسرار الباطنیه. ۴- ملل و نحل. ۵- هدایة المسترشدین. کتاب اعجاز القرآن به سال ۱۳۱۵ هـ . ق. در مصر چاپ شده است. وی در روز شنبهٔ ۲۳ ذی القعده سال ۴۰۳ هـ . ق. در ۶۵سالگی در بغداد وفات یافت. گاهی او را ابن الباقلانی نیز گویند. در مجالس المؤمنین آمده که یکی از گمراهانی که در دست شیخ مفید عاجز و مبهوت بودند قاضی ابوبکر باقلانی است. وی روزی در مناظرهٔ شیخ مغلوب و مانند مرغی رمیده از شاخی به شاخی میپرید و مانند غریقی به جان رسیده از حشیشی به حشیشی چنگ میزد. چون شیخ راه او را بست و وسائل او را درهم شکست باقلانی خواست که برای خوش آمد شیخ حرفی بگوید که موجب تسکین گردد و در نظر حاضران بیشتر شرمنده اش نگرداند. روی این اصل به قدرت و توانائی علمی شیخ اقرار آورد و گفت الکَ فی کل قدر مغرفة؟ یعنی آیا ترا در هر دیگی کفگیری هست کنایه از آنکه او را در هر علمی بهره ای و در هر دانش نصیبی است. شیخ جواب گفت: نعم ما تمثلت بادوات ابیک؛ یعنی خوب کردی که به دیک و کفگیر که ابزار باقلاپزی پدر تست مثل آوردی. باقلانی ملزم شد و حاضران بر وی خندیدند. اما لفظ باقلانی منسوب به باقلا و خرید و فروش آن است. پدر قاضی باقلافروش بوده و خودش را نیز به لقب پدر ملقب میداشتند و زیادی نون از باب نسبتی است شاذ مانند صنعانی و به هرانی در نسبت به صنعا و به هراء است. (هدیة الاحباب ص ۱۰۲) (ابن خلکان ج ۲ ص ۲۵۶) (روضات ص ۷۱۶) (لغات تاریخیة و جغرافیة ترکی ج ۲ ص ۳۷) (آداب اللغة العربیه ج ۲ ص ۳۳۱) (تاریخ بغداد ج ۵ ص ۳۷۹) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۳۷).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی باقلانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید