معنی قاضی ابن جماعة
5 بازدید
[ اِ نُ جَ عَ ] (اِخ) ابراهیم بن عبدالرحیم یا عبدالرحمن بن محمدبن سعد یا محمدبن ابراهیم بن سعداللََّه بن جماعة، ملقب به برهان الدین و معروف به ابن جماعة. رجوع به الدررالکامنة ج ۱ ص ۳۸ و ابن جماعة ابراهیم شود.[ اِ نُ جَ عَ ] (اِخ) عبادبن جماعة شافعی قاضی دمشق بوده. وی به سال ۷۸۶ هـ . ق. به همراهی قاضی برهان الدین مالکی به قتل شهید اول فتوی داد و در اواخر قرن هشتم زنده بوده است. (هدیة الاحباب ص ۵۲) (ریحانة الادب ج ۵ ص ۲۸۹).[ اِ نُ جَ عَ ] (اِخ) عبد العزیزبن محمدبن ابراهیم بن سعداللََّه بن جماعةبن صخر یا جماعة علی بن حارم بن صخربن حجر حموی کنانی شافعی، ملقب به عزالدین و مکنی به ابوعمر. از افاضل شافعی اواسط قرن هشتم هجری و قاضی القضاة مصر و شام و نیکومحضر بوده و در امور و قضایای وارده و فیصل دادن محاکمات مردم نهایت تصمیم و اهتمام به کار میبرده است. وی دوستدار علم و اهل علم بوده، بسیار به حج رفته و استادان فراوانی داشته است. او آرزو میکرد که از شغل قضا کناره گیری کند و آنگاه در مکه یا مدینه بمیرد. سرانجام به آرزوی دیرین خود نائل گردید و به سال ۷۶۵ هـ . ق. از قضا استعفا کرد و در قاهره مشغول تدریس شد و در ماه جمادی الاولی یا جمادی الاخره به سال ۷۶۷ در مکه وفات یافت و در حجون مدفون گردید. (الدرر الکامنة ج ۳ ص ۳۷۸) (ریحانة الادب ج ۵ ص ۲۹۰). و رجوع به ابن جماعة ابوعمر شود.[ اِ نُ جَ عَ ] (اِخ) محمدبن ابراهیم بدر، مکنی به ابوعبداللََّه و ملقب به بدرالدین. رجوع به الدرر الکامنة و قاموس الاعلام ج ۱ ص ۶۱۵ و ابن جماعة بدرالدین شود.[ اِ نُ جَ عَ ] (اِخ) محمدبن ابی بکربن عبدالعزیز شافعی و مشهور به ابن جماعة. رجوع به هدیة الاحباب ص ۴۲ و روضات ص ۷۴۸ و ریحانة الادب ج ۵ ص ۲۹۰ و ابن جماعة ابوعبداللََّه محمد شود.
کلمات همقافیه با «قاضی ابن جماعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر