معنی قاضی ابن جعابی

معنی قاضی ابن جعابی

4 بازدید
[ اِ نُ جِ ] (اِخ) عمرو یا عمربن محمدبن سلام بن براء قاضی، معروف به ابن جعابی و مکنی به ابوبکر. رجوع به هدیة الاحباب و ریحانة الادب ج ۵ ص ۲۸۸ و ابن الجعابی ابوبکر عمرو شود.
[ اِ نُ جِ ] (اِخ) محمدبن عمربن محمدبن سالم محدث حافظ امامی تمیمی کوفی بغدادی، مکنی به ابوبکر و معروف به ابن جعابی. از اجلهٔ علمای امامیه اواسط قرن چهارم هجری و از مشایخ روایت شیخ مفید و دارقطنی و تلعکبری و بعضی دیگر بوده و خود نیز از ابن عقده روایت میکند. حافظهٔ خوبی داشته و به طوری که خود میگفته چهارصدهزار حدیث در حفظ داشته و در معرفت علل حدیث و کنیه و القاب و اسامی روات و ضعفا و ثقات و ولادت و وفات ایشان نیز به حدی بصیر بوده که در اواخر عمر در این علم متفرد گردیده است. او مدتی در موصل قاضی بوده و به همین جهت به قاضی موصل و قاضی جعابی نیز شهرت یافته است. تألیفاتی دارد. او راست: ۱- اخبار آل طالب. ۲ -اخبار بغداد. ۳- اخبار علی بن الحسین. ۴- من روی حدیث غدیر خم. وی به سال ۳۴۴ هـ . ق. یا ۳۵۵ هـ . ق. وفات یافت. (هدیة الاحباب و تاریخ بغداد ج ۳ ص ۲۶) (ریحانة الادب ج ۵ ص ۲۸۸).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی ابن جعابی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید