معنی قاضی‌زادهٔ هروی

معنی قاضی‌زادهٔ هروی

4 بازدید
[ دَ / دِ یِ هِ رَ ] (اِخ) جوانی خوش طبع است مثنوی را خوب میگوید. این مطلع او راست: که گوید بر سریر ملک خوبی پادشاهی را که بردر نالهٔ زاریست مسکین دادخواهی را. این سه بیت نیز در وصف قلعهٔ ملک خوانی از اوست: یکی خاره سنگی کشیده به اوج چو خارای سنگی برآورده موج چو البرز هر پاره سنگی برآن سپهر منقش پلنگی برآن مثل گر کسی را در او ره بدی اجل را از او دست کوته بدی. * چولاله بادلی پرداغ حسرت زین چمن رفتم تو ای شاخ گل رعنا بمان باقی که من رفتم . (ترجمهٔ مجالس النفایس چ بانک ملی ص ۸۴ و ۲۵۸ و ۳۹۶).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی‌زادهٔ هروی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید