معنی قاضیة
3 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) مرگ. || (ص) شترانی که بدان دیت و خون بها و زکوة و صدقه جایز باشد. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قاضیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر