معنی قاصل
6 بازدید
[ صِ ] (ع ص) برّان. (ناظم الاطباء): سیف قاصل؛ شمشیر بران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قاصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر