معنی قاشوره
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) تأنیث قاشور. خشکسالی که زیان رساند و رندد و پوست برد هر چیزی را. (منتهی الارب). || بدفال. || نامبارک. || اسب که در میدان از پس همهٔ اسبان آید. (آنندراج). رجوع به قاشور شود.
کلمات همقافیه با «قاشوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر