معنی قاسم زینبی
5 بازدید
[ سِ مِ زَ نَ ] (اِخ) ابن علی بن حسین هاشمی زینبی، مکنی به ابونصر. قاضی و از مردم بغداد بود و با ادبیات و شعر سر و کار داشت. رساله ای در «احکام صید» نوشته و در آن از «المستنجد عباسی» ستایش کرده است. المستنجد او را به منصب قضاء در بغداد نصب کرد. وی به سال ۵۵۶ هـ . ق. به قاضی القضاة ملقب گردید و به سال ۵۶۳ هـ . ق. وفات یافت. رجوع به الجواهر المضیئة ج ۱ ص ۴۱۱ و الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۱۲ شود.
کلمات همقافیه با «قاسم زینبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر