معنی قاسم رسی

معنی قاسم رسی

5 بازدید
[ سِ رَسْ سی ی ] (اِخ) ابن ابراهیم بن اسماعیل حسنی علوی، مکنی به ابومحمد و مشهور به رسی (۱۶۹ -۲۴۶ هـ . ق.) از پیشوایان زیدیه و مردی دانشمند و فقیه و شاعر بود. وی برادر ابن طباطبا (محمدبن ابراهیم) است. در کوهستان قدس پیرامون مدینه سکونت داشت. و پس از مرگ برادر به سال ۱۹۹ هـ . ق. دعوت خود را آشکار کرد و در «الرس» وفات یافت. او را بیست ویک رساله است و از آنها است: ۱- امامت. ۲- رد بر ابن مقفع. ۳- سیاست النفس. ۴- العدل و التوحید. ۵- الناسخ والمنسوخ. مرزبانی وی را در شمار شعرا یاد کرده و به پیشوائی و کتابهای او اشاره نکرده، و شعری نیکو از او آورده است. من جمله ابیاتی است که به این شعر ختم میشود: اذا اکدی جنی وطن فلی فی الارض منعرج. و گوید یکی از فرزندان او حسین بن حسن بن قاسم زیدی صاحب یمن است. رجوع به تاریخ الیمن ص ۱۸ والبعثة المصریه ص ۲۳ و مرزبانی ص ۳۳۵ و زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۵ شود. وی ملقب به ترجمان الدین وجد ائمهٔ رسی یمن است. به سال ۲۴۶ هـ . ق. / ۸۶۰ م. وفات یافت. یکی از نبیرگان قاسم رسی از مدعیان امامت در عصر مأمون خلیفه به اسم یحیی الهادی در سعدا از بلاد یمن شعبه ای از فرقهٔ زیدیه تأسیس کرد که ائمهٔ آن هنوز نیز در آن سرزمین به امامت فرقهٔ خود باقی هستند. (ترجمهٔ طبقات سلاطین لین پول چ ۱۳۱۳ تهران ص ۹۲).

کلمات هم‌قافیه با «قاسم رسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید