معنی قاسمی مهنهای
5 بازدید
[ سِ یِ مِ نَ ] (اِخ) خواجه ابوالقاسم برادر خواجه ابوالفضل مهنه ای بود و در شعر خود به قاسمی تخلص میکرد. اخلاق حمیده و اطوار پسندیده داشت. از اوست این مطلع: گر بی رخت سوی چمن بهر تماشا بنگرم هر برگ گل خاری شود در چشم من تا بنگرم. (ترجمهٔ مجالس النفائس ص ۱۴۵).
کلمات همقافیه با «قاسمی مهنهای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر