معنی قاسط
7 بازدید
[ سِ ] (ع ص) جابر. (منتهی الارب) (آنندراج). || ستمکار. (منتهی الارب). بیدادگر. (مهذب الاسماء). جورکننده. جائر. ظالم. || بازگردنده از حق. (ناظم الاطباء). ج، قاسطون. (مهذب الاسماء): {/Bوَ أَمَّا اَلْقََاسِطُونَ فَکََانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً. ۱-۶۷۲:۱۵/}(قرآن ۷۲/۱۵). || (از قسط یعنی عدل) عادل. دادگر.[ سِ ] (اِخ) ابن هنب. نام پدر قبیله ای است از عرب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قاسط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سط» برای سرودن شعر