معنی قاسر
6 بازدید
[ سِ ] (ع ص) نعت فاعلی از قسر. بزور بر کاری دارنده. (آنندراج) (غیاث).[ ] (اِخ) ابن عمروبن شراحیل. پس از بلقیس مدت هشتادوپنج سال سلطنت کرد و به واسطهٔ بخشش فراوانی که داشت به نعیم ملقب گردید. (حبیب السیر چ سنگی تهران جزو ۲ از ج ۱ ص ۹۳) در حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۶۴ به جای «قاسر» ناشر آمده است.
کلمات همقافیه با «قاسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر