معنی قازچران
7 بازدید
[ چَ ] (نف مرکب) آنکه بطها را چراند. (سفرنامهٔ شاه ایران از آنندراج): مثل زینب قازچران. (از سفرنامهٔ شاه ایران).
کلمات همقافیه با «قازچران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر