معنی قازح
5 بازدید
[ زِ ] (ع ص) بلند و برآمده از هر چیزی. گران قیمت: سعر قازح؛ ای غال. (منتهی الارب). || نرهٔ سطبر سخت. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قازح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زح» برای سرودن شعر