معنی قاری

معنی قاری

6 بازدید
(ع ص) (از ریشهٔ قری) ده نشین. باشندهٔ ده. فرودآینده در ده. (منتهی الارب). روستائی. ضد بادی. (ناظم الاطباء): جاءنی کل قار و باد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (از ریشهٔ قرء) خواننده. (دهار) (منتهی الارب). || گورخوان. خوانندهٔ قرآن. آنکه قرآن درست کرده است. مقری. قرآن خوان در مجالس ترحیم. ج، قَرَاَة، قُرّاء، قارئون. (منتهی الارب): آرزوی خواندن قرآنت نیست جز که مگر نام تو قاریستی.ناصرخسرو. بیندیش از آن خر که بر چوب منبر همی پای کوبد به الحان قاری.ناصرخسرو. بلبل چو مذکر شده و قمری قاری برداشته هر دو شغب و بانگ و فغان را. سنائی. || مرد عابد و پارسا. || (اِ) وقت باد. هذلی گوید اذا هبت لقارئها الریاح؛ ای لوقتها. (منتهی الارب). || (اِخ) ستاره ای است پهلوی صورت نعش : قاری بر نعش در سواری کی دور بود ز نعش قاری. نظامی (لیلی و مجنون چ وحید ص ۱۷۸).
[ ری ی ] (ص نسبی) نسبت است به بنی قاره که نام طائفهٔ معروفی است از عرب. (سمعانی).
(ص نسبی) نسبت است به قار به معنی قیر. قیرگون : نیم شبی که شب تاری و هوا قاری قوت باصره را از مشاهدهٔ اشخاص و مطالعهٔ اجسام معزول کرده بود مصاف دادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ تهران ص ۲۳۰).
(اِخ) ابراهیم بن رمضان سقاء. نخست در قلعهٔ دمشق شغل سقائی داشته پس به استانبول رفته و به تحصیل علم آغازیده و بالخصوص در تجوید و قرائت قرآن مهارتی بسزا یافته و در جامع ابوایوب انصاری امام جماعت شده است. وی پس از چهل سال باز به دمشق برگشته و بنای وعظ و تدریس گذاشته و به سال ۱۰۷۹ هـ . ق. وفات یافته است. رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۱۲۵ و قاموس الاعلام ج ۱ ص ۶۵۷۲ و ریحانة الادب ج ۲ ص ۲۰۳ شود.
(اِخ) ابراهیم بن عبدالرحمن قاری، منسوب به طائفهٔ بنی قارة است. وی از ابن عمر روایت کند. و حمزةبن ابی جعفربن حریث بن ابی ذئب از او روایت دارد. گوید دیدم ابن عمر دست بر محل جلوس پیغمبر (ص) بر منبر میمالید و به صورت خود میکشید. (سمعانی).
(اِخ) احمدبن عبدالعزیزبن هشام بن خلف بن غزوان. ادیب نحوی عروضی ملقب به قاری و مکنی به ابوالعباس و معروف به ابن هشام و ابن خلف از اکابر قراء و اساتید نحو بوده و در عروض و حل معمی دستی توانا داشته است. و سه ارجوزه در خط و قرائت و نحو و شرح شواهد ایضاح ابوعلی فارسی در نحو از تألیفات و آثار قلمی او بوده است. از اشعار او است: الحمد لِلّه علی مااری کاننی فی زمنی حالم یسود اقوام علی جهلهم ولایسود الماجد العالم. وفاتش پس از سال ۵۵۳ هـ . ق. و نامعلوم است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۱۹۹) (روضات الجنات ص ۸۲). و رجوع به احمدبن عبدالعزیز فهری و ابوالعباس احمدبن عبدالعزیزبن هشام شود.
(اِخ) اصفهانی. نافع بن عبد الرحمن بن ابی نعیم تابعی. اصفهانی الاصل مدنی الموطن، مکنی به ابورویم یا ابوالحسن یا ابوعبداللََّه یا ابوعبدالرحمن یا ابونعیم. وی بسیار سیاه رنگ و در فن قرائت امام اهل مدینه و رای و قرائت او مورد اعتماد مردم مدینه بوده است. و عثمان بن سعید ورش و عیسی بن میناور قالون از او روایت کنند. و قرائت را از یزیدبن قعقاع و ابومیمونه فراگرفته و به سال ۱۵۹ یا ۱۶۹ هـ . ق. وفات یافت. رجوع به سمعانی و ابن خلکان ج ۲ ص ۲۷۹ و فهرست ابن الندیم ص ۴۲ و ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۷۵ شود و نافع بن عبدالرحمن و ابورویم شود.
(اِخ) اندلسی. اسماعیل بن خلف بن سعیدبن عمران انصاری صقلی اندلسی قاری نحوی، مکنی به ابوطاهر. وی از اکابر علم و ادب بوده و فن قرائت را متقن داشته است. رجوع به ریحانة الادب ج ۱ ص ۳۵۴ و معجم الادباء یاقوت حموی ج ۶ ص ۱۶۵ و روضات ص ۱۱۳ و وفیات الاعیان و اسماعیل بن خلف شود.
(اِخ) انصاری. سعیدبن عبدالقاری انصاری، مکنی به ابوزید. عبدالغنی بن سعید گوید وی از صحابه بوده است. (الانساب سمعانی).
(اِخ) تمیمی، مازنی. زَبّان بن علاءبن عمار عمرو یا عریان بن عبداللََّه بن حسن بن حارث، مکنی به ابوعمرو. رجوع به ریحانة الادب ج ۵ ص ۱۳۹ و روضات ص ۲۹۹ و ابن خلکان ج ۱ ص ۴۲۱ و نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۱۰۹ و ابوعمروبن العلاء شود.
(اِخ) حوفی علی بن ابراهیم بن سعید. عالم فاضل مفسر، قاری، نحوی، مکنی به ابوالحسن. از مشاهیر ادبا و مرجع استفادهٔ اکثر فضلای عصر خود بود و از اوست: ۱ - اعراب القرآن. ۲ -البرهان فی تفسیر القرآن. ۳ -علوم القرآن. ۴ -الموضح در نحو وی به سال ۴۳۰ یا ۴۳۶ هـ . ق. درگذشت. رجوع به ابن خلکان ج ۱ ص ۳۶۰ و هدیة الاحباب ص ۱۲۷ و معجم الادباء ص ۲۲۱ و ریحانة الادب ج ۱ ص ۳۵۴ شود.
(اِخ) حیان بن عبداللََّه بن محمدبن هشام انصاری اوسی بلنسی مکنی، به ابوالبقاء و ابن هشام. ادیب نحوی لغوی قاری و از فضلای قرن هفتم بوده است. وی از ابوالحسن بن سعد خیروری اخذ مراتب ادبیه نموده و به سال ۶۰۹ هـ . ق. درگذشته است. رجوع به ریحانة الادب ص ۱۹۹ و روضات ص ۴۵۶ و ابن هشام شود.
(اِخ) خراسانی. ابوالقاسم خراسانی مشهدی، معروف به قاری و مقیم شیراز. از مشاهیر قراء عهد شاه عباس ثانی (۱۰۵۲ - ۱۰۷۸ هـ . ق.) و ناظم نظم اللئالی مشهور است که منظومه ای است گرانبها در تجوید قرآن که به سال ۱۰۶۱ هـ . ق. آن را نظم کرده است. این کتاب حاوی هشتادونه بیت میباشد و با آن همه اختصارش متضمن مهمات علم تجوید است و بارها چاپ شده و این نگارنده (مؤلف ریحانة الادب) نیز شرحی به نام «نثر اللئالی» بر آن نوشته که هنوز طبع نشده است. سال وفات وی نامعلوم و به قول الذریعه تا سال ۱۰۸۳ هـ . ق. در قید حیات بوده است. او غیر از میرزا ابوالقاسم فندرسکی بوده و منظومهٔ «نظم اللئالی» را به فندرسکی نسبت دادن خطا است. (ریحانة الادب از الذریعه و غیره).
(اِخ) خلف بن هشام بن ثعلب یا طالب بزارقاری. از قراء ثمانیه است که اصول قرائت را از مالک بن انس و حمادبن زید و ابوعوانه اخذ کرد و عباس دوری و محمدبن جهم یا ادریس حداد و اسحاق وراق راویان قرائت او بوده اند. وی در روز شنبه ۷ جمادی الثانی سال ۲۲۹ هـ . ق. درگذشت. (ابن خلکان ج ۱ ص ۱۹۰) (روضات ص ۲۶۴) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۸۴).
(اِخ) رازی. ابوبکر صالح بن شعیب. ابوالفتح نصر گوید ابوبکر صالح بن شعیب منسوب است به ده قار نزدیک ری. ابوبکر قاری یکی از دانشمندان لغت و ادبیات عرب است که در عهد ثعلب به بغداد آمد و حکایت کند که وی گفته است هرگاه در لغت با ابوعباس بحث میکردم غالب میشدم و هرگاه در نحو بحث میکردم مغلوب. (معجم البلدان ج ۴).
(اِخ) سعیدبن سفین معروف به قاری منسوب به طائفه بنی قاره است. وی از علی روایت کند، و یحیی بن ابی عمرو شیبانی از عبداللََّه بن مباشر از او روایت دارد. (سمعانی).
(اِخ) شیبةبن نصاح قاری آزادکردهٔ امّ سلمه بوده و از ابن مسیب و قسم بن محمد روایت کند. وی در مدینه به شغل قضاء اشتغال داشته و محمدبن اسحاق و ابن الموال از او روایت کنند. و گفته اند که او از ام سلمه و ابوبشر صالح بن بشیر قاری حدیث شنیده است. (الانساب سمعانی).
(اِخ) عاصم بن ابی النجود بهدلهٔ کوفی. از موالی بنی جذیمةبن ملک یا مالک بن نصر. از قراء سبعه است. اصول قرائت را از زربن حبیش و ابوعبدالرحمن سلمی و سعدبن ایاس شیبانی اخذ کرد. به اتفاق اهل صناعت عاصم اصوب و اجمل قراء سبعه بوده و در استنباط جواهر قرآنی و استخراج نکات و دقائق آن بر دیگران تقدم داشته و رسم بدان جاری بوده که اصل قرآن ها را با خط سیاه که نوعاً اصل معمولی در کتابت است موافق قرائت عاصم نوشته و قراآت هریک از قراء دیگر را با تعیین اسم قاری آن با خط سرخ در حواشی مینوشتند. علامه حلی در منتهی فرماید اضبط قراآت سبعه قرائت عاصم است. وی به سال ۱۲۷ یا ۱۲۸ یا ۱۲۹ هـ . ق. در کوفه وفات یافته و یا در اثنای سفر شام در سماوه درگذشته و در همانجا مدفون گردیده است. رجوع به روضات الجنات ص ۲۹۹ و ۴۱۸ و ابن خلکان ج ۲ ص ۲۶۴ و فهرست ابن الندیم ص ۴۳ و ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۸۴ و رجوع به عاصم شود.
(اِخ) عبداللََّه بن زید قاری شامی. وی از ثوربن زید شامی روایت کند. (سمعانی).
(اِخ) عبداللََّه بن عامر یحصبی شامی، مکنی به ابوعمران. از قراء سبعه از طبقهٔ اول تابعین بوده و قرائت خود را از عثمان بن عفان و فضالةبن عبید و مغیرةبن ابی شهاب مخزومی و برخی دیگر روایت کرده و هشام بن عمار و عبداللََّه بن ذکوان و سعیدبن عبدالعزیز و یحیی بن حارث نیز از او روایت کرده اند. وی به سال ۱۱۸ هـ . ق. به دمشق وفات یافت. رجوع به ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۸۴ و ابن عامر و عبداللََّه شود.
(اِخ) عبداللََّه بن عثمان معروف به قاری و مکنی به ابوعثمان منسوب به طائفهٔ بنی قاره است. وی از ابوالطفیل روایت کند. معمر روایت کرده است که وی به سال ۱۴۴ هـ . ق. وفات یافت و گفته اند به سال ۱۳۴. رجوع به الانساب سمعانی و ابوعثمان شود.
(اِخ) عبداللََّه بن کثیر قاری، مکنی به ابوبکر و ابوسعید. از قراء سبعه و از موالی عمروبن علقمه کنانی و از مشاهیر و اکابر تابعین و از قبیلهٔ بنی الداربن هانی بن لخم بوده و به همین جهت به داری و لخمی موصوف بوده است. وی اصول قرائت را از مجاهد اخذ کرده و ابوالحسین قواس و برخی دیگر از او روایت کنند وی به سال ۱۲۰ هـ . ق. در مکه درگذشت. رجوع به ریحانة الادب و ابوسعید عبداللََّه و ابن کثیر عبداللََّه شود.
(اِخ) عبدالحفیظبن عثمان طائفی از علماء است و از اوست: جلاء القلوب و کشف الکروب بمناقب ابی ایوب. این کتاب در آستانه به سال ۱۲۹۸ چاپ شده است. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۴۸۰).
(اِخ) عبدالرحمن بن عبداللََّه بن عبید مشهور به قاری منسوب به طائفه بنی قاره است. وی از عمربن الخطاب در مدینه روایت کند. از طرف ابن عمر عامل بیت المال بوده است. عروةبن زبیر و حمیدبن عبدالرحمن و دو فرزندش ابراهیم و محمد از او روایت دارند. وی در ۹۸سالگی به سال ۸۸ وفات کرد. (الانساب سمعانی).
(اِخ) علی بن حمزه، معروف به کسائی. رجوع به کسائی شود.
(اِخ) علی بن سلطان محمد، ملقب به نورالدین و معروف به ملاعلی قاری حنفی المذهب. وی در هرات متولد شد و در مکه سکونت کرد. وی از افاضل اوائل قرن یازدهم هـ . ق. بوده و پس از آنکه در زادگاه خود به تحصیل بخشی از مراتب علمی موفق آمد به مکه رفت و از مشایخ آن سرزمین تکمیل مراتب علمی نمود تا آنکه آوازهٔ او در هر دیار انتشار یافت و به هریک از ائمه اربعهٔ اهل سنت خصوصاً امام شافعی و اتباع او باب اعتراض باز کرد و بر امام مالک نیز ۰به جهت دست گشاده نماز خواندن اعتراض نمود و رساله ای در این موضوع تألیف کرد و به همین جهت در شدت و عسرت زندگانی کرد و به سال ۱۰۱۴ یا ۱۰۱۶ هـ . ق. در مکه معظمه وفات یافت و همین که خبر وفات او به کوی علمای مصر رسید در جامع ازهر با گروه متجاوز از چهارهزار تن بر وی نماز غیبت خواندند. تألیفات بسیاری دارد و از اوست: ۱- الاحادیث القدسیة و الکلمات الانسیة. ۲- الحرز الثمین الحصن الحصین من کلام سید المرسلین تألیف شمس الدین محمدبن علی جزری شافعی که جامع ادعیه و اوراد وارده از رسول اکرم (ص) است. این کتاب در مکه چاپ شده است. ۳- فتح الرحمن بفضائل شعبان. ۴- مرقاة المفاتیح لمشکوة المصابیح و این هر دو در قاهره چاپ شده اند. (کشف الظنون) (معجم المطبوعات ج ۳ ستون ۱۷۹۱) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۵۸).
(اِخ) عمروبن عبداللََّه قاری خطمی ضریر (نابینا) از صحابه بوده و پیغمبر دربارهٔ او فرموده است: ما را نزد بینا ببرید که به وی پناه بریم (مراد صاحب ترجمه است که چشم دلش بینا بوده). (الانساب سمعانی).
(اِخ) مالقی. احمدبن عبداللََّه بن حسن بن احمدبن یحیی بن عبداللََّه مالقی الولاده، انصاری القبیله، ملقب به قاری و مکنی به ابوبکر و مشهور به حُمَید. از افاضل قرن هفتم هجری است. نحوی کامل، فقیه، فاضل، ادیب، کاتب، قاری، محدث، ضابط، حافظ، شاعر ماهر و کثیرالبکاء و سریع البکاء بود و در دین قدمی راسخ داشته و هرگز رغبتی به دنیا و صحبت دنیا ننموده و در خوراک و پوشاک نیز از حد اعتدال و احتیاط تجاوز نکرده است در اواخر عمر به عزم زیارت حج حرکت کرده و در مصر مورد تبجیل اهالی قرار گرفته و هم در آنجا بیمار گشته و بزرگان آن دیار و شاه مصر از او عیادت کرده اند. وی به سال ۶۵۲ هـ . ق. در ۴۵سالگی در مصر وفات یافته و شاه و ارکان دولت در تشییع او حاضر بوده اند. از اشعار اوست: مطالب الناس فی دنیاک اجناس فاقصد فلا مطلب بقی ولاناس وان علتک رؤس و از درتک ففی بطن الثری یتساوی الرجل والراس وارض القناعة مالا والتقی حسباً فماعلی ذی تقی من دهره باس. (از ریحانة الادب ج ۳). رجوع به مالقی شود.
(اِخ) مجاهدبن جبیر قاری، مکنی به ابوالحجاج یا ابومحمد از اهل مکه و از جماعتی از صحابه حضرت رسول اکرم (ص) روایت کند و حاکم و منصور از او روایت کنند. وی فقیهی عابد و پرهیزکار بود و در مکه در حین نماز در سجده به سال ۱۰۲ یا ۱۰۳ هـ . ق. وفات یافت. تولد او به سال ۲۱ هـ . ق. در خلافت عمربن الخطاب بود. (الانساب سمعانی).
(اِخ) محمدبن احمد، ملقب به قاری و مکنی به ابن شنبوذ. رجوع به ابن شنبوذ شود.
(اِخ) محمدبن جعفربن محمدبن فضالةبن یزیدبن عبدالملک اُدلی قاری شاهد، وی از مردم بغداد بود، قرآن را با صوتی نیکو میخواند و به قرائت قرآن بسیار آگاه بود، از احمدبن عبیدبن ناصح و عبداللََّه بن حسن هاشمی و محمدبن یوسف و احمدبن عبیداللََّه رسی و احمدبن موسی سطوی و حرث بن محمدبن ابی اسامة و عبداللََّه بن احمد دورنی و محمدبن عثمان ابی شیبه روایت کند و ابوالحسن محمدبن احمدبن درقویه و ابونصر احمدبن محمدبن حسنون یرسی و ابوالحسین علی بن محمدبن بشران و ابوالحسن علی بن محمدبن عمر حمامی و ابوعلی حسن بن احمدبن شاذان بزار و جز ایشان از او روایت کنند. رجوع به انساب سمعانی، ورق ۱۲۳ الف شود.
(اِخ) محمدبن محمدبن علی بن یوسف یا محمدبن محمدبن محمدبن محمدبن علی بن یوسف شافعی جزری دمشقی، ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوالخیر و معروف به ابن جزری عالم فاضل، محدث، مورخ و از مشاهیر سدهٔ نهم است. وی به سیزده سالگی قرآن مجید را حفظ کرد. و پس از آنکه مقداری از وقت خود را صرف تحصیل حدیث کرد چیزی هم به مطالعه و قرائت قراآت مختلف پرداخته و هفت قسم از آنها را خوب فراگرفته و در ۱۹سالگی به قاهره رفت و در سیزده قسم قرائت مهارت یافته پس به دمشق برگشته و فقه و حدیث خوانده و سپس برای خواندن بلاغت و اصول فقه بار دیگر به قاهره رفته است و از عده ای از مشایخ اجازهٔ فتوی تحصیل کرده و به سال ۷۹۳ هـ . ق. به قضاء دمشق منصوب و به سال ۷۹۸ از طرف سلطان بایزید به مدرسی سمرقند نامزد گردید. وی در آنجا با سید شریف جرجانی ملاقات و سرانجام به شهرهائی مسافرتها کرد تا در آخر متصدی قضاء شیراز شد و به سال ۸۳۳ یا ۸۳۴ هـ . ق. در همان شهر درگذشت و در مدرسه ای که خود بنا کرده بود به خاک سپرده شد. از او است: ۱- التاریخ. ۲- التمهید فی التجوید. ۳- الحصن الحصین من کلام سیدالمرسلین و آن کتابی است حاوی ادعیه و اوراد و اذکار وارده در احادیث و آثار که به سال ۷۹۱ از تألیف آن فارغ شده و در قاهره چاپ شده است. خود شرحی بر این کتاب نوشته و آن را مفتاح الحصن نام کرده و نیز آن را تلخیص نموده و عدة الحصن نام کرده است و به سال ۸۳۱ نیز شرحی بر مشکلات کتاب الحصن نوشته است. ۴- الدرة المضیئة فی قرائات الائمة الثلثة المرضیة این تکملهٔ قصیدهٔ شاطبیه و بهمان وزن و قافیت و ۲۴۱ بیت است و در قاهره چاپ شده. ۵- ذات الشفاء فی سیرة النبی و الخلفاء. ۶- ذیل مرآت الزمان سبط ابن جوزی. ۷- الزهر الفائح فی ذکر من تنزه عن الذنوب و القبائح که در قاهره چاپ شده. ۸- شرح الحصن که بدان اشاره شد. ۹- طیبات النشر فی القراآت العشر که منظومه ای است هزار بیتی و در قاهره به چاپ رسیده است. ۱۰- عدة الحصن که بدان اشاره رفت. ۱۱- عقد اللئالی فی الاحادیث المسلسلة العوالی. ۱۲- کفایة الالمعی فی آیة یا ارض ابلعی. ۱۳- مفتاح الحصن که بدان اشاره شد. ۱۴- المقدمة الجزریة فی التجوید که در مصر و تبریز چاپ شده. ۱۵- منظومه ای در هیئت. ۱۶- النشر فی القراآت العشر و ظاهراً همان کتاب طیبات است. ۱۷- الهدایة الی معالم الروایة. ۱۸- هدایة المهرة فی زیادة العشرة. بعضی از ارباب تراجم نام پدر وی را ابراهیم نوشته اند و در قاموس الاعلام ترکی تاریخ وفاتش ۷۳۳ هـ . ق. ضبط شده و این اشتباه یا ناشی از سهو و خطای کاتب و یا چاپخانه است بلی محمدبن ابراهیم جزری از جملهٔ مورخین است. رجوع به هدیة الاحباب ص ۱۱۹ و کنی و القاب قمی ج ۲ ص ۱۳۰ و قاموس الاعلام ج ۳ ص ۱۷۰۲ و ریحانة الادب ج ۱ ص ۲۶۵ و ابن جزری شود.
(اِخ) محمدبن محمد جزری قاری شافعی ملقب به شمس الدین. فاضلی است متبحر از متأخرین قراء و محدثین عامه که در برخی از کتب شیعه هم از او یاد شده و در بعضی موارد به صاحب اربعین موصوف است. قراآت را از جمع کثیری اخذ کرده و به سال ۹۶۹ هـ . ق. همهٔ قرآن را نزد ابوعبداللََّه شمس الدین محمدبن عبدالرحمن حنفی یک مرتبه با قراآت سبعه و مرتبهٔ دیگر با قراآت عشره خوانده است. سال وفاتش بدست نیامد. رجوع به روضات الجنات ص ۷۵۰ و ریحانة الادب ج ۱ ص ۲۶۴ شود.
(اِخ) محمدبن محمود، مکنی به ابن نجار. رجوع به ابن نجار شود.
(اِخ) مری صالح بن بشیر قاری، مکنی به ابوبشر، از زهاد و وعاظ و قراء بصره بود، مهدی کس به دنبال وی فرستاد و او را به بغداد آورد و چون به دربار خلیفه نزدیک شد، مهدی دو فرزند خود موسی (ولیعهد) و هارون را فرمود بروید و عموی خود را پیاده کنید. چون آن دو به صالح رسیدند صالح خود را مخاطب قرار داده گفت، ای صالح همانا زیان کردی اگر برای چنین روزی کار کردی. و او راست: موعظهٔ مفصل با مهدی که در تاریخ بغداد ذکر شده است و برای حمادبن زید حدیثی به نقل از صالح در فضل قرآن خوانده شد. حماد گفت صالح صاحب قرآن است شاید این حدیث را او شنیده و من نشنیده ام. وی به سال ۱۷۷ هـ . ق. وفات یافته است. (سمعانی). و رجوع به صالح بن بشیر شود.
(اِخ) نافع بن ابی نعیم از اهل مدینه است. (الانساب سمعانی). رجوع به قاری اصفهانی نافع شود.
(اِخ) نیشابوری، ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم، مکنی به ابواسحاق و معروف به ابراهیم قاری. از صلحاء نیشابور بوده. حاکم ابوعبداللََّه حافظ از او یاد کرده و گفته است که گویند او نزد ابی عمر حبری و مشایخ پیشین ما قرائت کرده. وی از ابوزکریا یحیی بن محمدبن یحیی و سری بن خزیمه روایت شنیده است. (الانساب سمعانی).
(اِخ) یعقوب بن عبدالرحمن بن محمدبن عبداللََّه بن عبدالقاری منسوب به طائفهٔ بنی قاری. در اسکندریه سکونت گزید، و از ابوحازم سلمةبن دینار و عمروبن ابی عمرو روایت شنید. ابوسعیدبن یونس گوید وی از طائفهٔ قاره، هم سوگند بنی زهره و اهل مدینه است که به مصر وارد شد. لیث و ابن لهب از او روایت کنند و ابوشریف مرادی و صباحی آخرین کسانی از اهل مصرند که از او روایت دارند. وی در اسکندریه به سال ۱۸۱ هـ . ق. وفات یافت. (الانساب سمعانی).
(اِخ) یزیدبن قعقاع مدنی، مکنی به ابوجعفر و معروف به مدنی اول و آزاد کردهٔ ام سلمه زوجهٔ حضرت رسول (ص) یا عبداللََّه بن عیاش مخزومی بوده و اصول قرائت خود را به واسطهٔ عبداللََّه بن عیاش و عبداللََّه بن عباس و عبداللََّه بن علی و ابوهریره از پیغمبر روایت کند و نافع بن عبدالرحمن و سلیمان بن مسلم و عیسی بن وردان راویان قرائت او هستند. وی به سال ۱۲۸ یا ۱۳۰ یا ۱۳۲ یا ۱۳۳ هـ . ق. در مدینه وفات یافت، و گفته اند که او در زمان حکومت مروان وفات یافت. رجوع به سمعانی و ابن خلکان ج ۲ ص ۴۱۳ و روضات ص ۲۶۳ و ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۸۵ و ابوجعفر مدنی شود.

کلمات هم‌قافیه با «قاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید