معنی قارون شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) توانگر شدن : مپندار گر سفله قارون شود که طبع لئیمش دگرگون شود. سعدی (بوستان). قارون گرفتمت که شدی در توانگری سگ نیز با قلادهٔ زرین همان سگ است. سعدی.
کلمات همقافیه با «قارون شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر