معنی قارزی
5 بازدید
[ رِ ] (اِخ) غسان بن محمد عابد ، مکنی به ابوجعفر. از اهل نیشابور است. وی از عبیداللََّه بن مسلم دمشقی و محمدبن رافع روایت کند و ابوالحسن بن هانی عدل از او روایت دارد. (الانساب سمعانی).(اِخ) دهی است از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار. در ۲۰هزارگزی شمال صفی آباد و ۴هزارگزی خاور اتومبیل رو صفی آباد به بام و موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. ۶۷۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و میوه جات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است از دهستان صفی آباد بخش صفی آباد شهرستان سبزوار در ۷هزارگزی خاور صفی آباد و سه هزارگزی شمال جادهٔ شوسهٔ سلطان آباد به صفی آباد واقع و موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی، هوای آن معتدل است. ۹۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و زیره و بنشن و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است از دهستان طبس بخش صفی آباد شهرستان سبزوار در ۲۸هزارگزی جنوب صفی آباد واقع و موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی سردسیری است. ۲۴۱ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و میوه جات و تریاک و شغل اهالی زراعت و باغداری است. راه مالرو دارد و در تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قارزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر