معنی قاذورة
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص) مرد بدخوی و غیرتمند. || مردی که مکروه و ناخوش دارد چیزی را پس نخورد آن را. || مرد ناآمیزنده به مردم از بدخوئی. || شتر که در کرانه فروخوابد از شتران. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِمص) پلیدی و نجاست. (آنندراج). || فاحشگی و زنا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شرب خمر و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قاذورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر